به وبلاگ ❤☃ ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو ☃❤ خوش آمدید

❤☃ ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو ☃❤
روز هـــــایــ ــخوبــ ـخواهــــد آمد ـفقطـ ــبـا اندـ ـکیـ ـصبـر...

سلام. برای برتر شدن وبلاگ رای دهید


Top Blog

وبلاگ برتر در تاپ بلاگر

❤☃  ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو  ☃❤

لطفا رای دهید :$



جمعه یازدهم مرداد 1392 | 23:14 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

  

                                                             

شکلک های محدثه

سلام من رضا هستم مدیر وبلاگ :

 

❤☃ ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو ☃❤  

 

امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ بگذرانید...

 

و از مطالب لذت ببرید...

 

با نظر و انتقادات شما این وبلاگ بهتر خواهد شد..

 

پس نظر یادتون نره

 

شکلک های محدثه

                                                                       


برچسب‌ها: خوش آمد گویی, لحظه های بی تو
دوشنبه پنجم فروردین 1392 | 12:3 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

من ؟ :|

- نه پشت سریت ....

.

.

.

.

.

شیرین ترین دیالوگی که موقع درس پرسیدن از معلم می شنیدی!!


برچسب‌ها: طنز
شنبه هشتم شهریور 1393 | 0:7 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

سلام دوستان گلم...

ببخشید چند وقت بود نبودم،اینترنتم قطع بود

هرکی میخواد لینکش کنم بیاد نظر بزاره لینکش میکنم و اونم لینکم کنه.

جمعه هفتم شهریور 1393 | 20:16 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

کسی که سلول انفرادی را ساخت 

می دانــســـتـــــــــ 

سخــت ترین کار انسان 

تحمل خــویشتن استــــ . . .

.

.

.


برچسب‌ها: جملات کوتاه
پنجشنبه چهارم اردیبهشت 1393 | 11:19 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

کل خاندانمون نشسته بودن. داییم بهم گفت :تو خیلی دلقکی، باید بجای میمون، تو رو میفرستادند فضا،

منم یکم اندیشه کردم و گفتم :حلال زاده به داییش میره!

یه سکوته خاصی همجارو گرفت اون لحظه!!!


برچسب‌ها: طنز, جملات کوتاه
دوشنبه هجدهم فروردین 1393 | 21:1 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

روزی رسول خدا (ص) نشسته بود

عزراییل به زیارت آن حضرت آمد

پیامبر(ص)از او پرسید : ای برادر

چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی

آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت :

داستان کوتاهدلسوزی عزراییل برای دو نفر

یک :

روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست

همه سر نشینان کشتی غرق شدند تنها یک زن حامله نجات یافت

او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد

و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد

من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم دلم به حال آن پسر سوخت

دو :

هنگامی که شداد بن عاد سال ها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت

و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد

و خروارها طلا و جواهرات برای ستون ها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود

وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود

و پای راست از رکاب به زمین نهد هنوز پای چپش بر رکاب بود

که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم

آن تیره بخت از پشت اسب
بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد

دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد

اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد

در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (ص) رسید و گفت ای محمد

خدایت سلام می رساند و می فرماید :

به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که

او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم

و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم

در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود

و پرچم مخالفت با ما بر افراشت

سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت

تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم
ولی آنها را رها نمی کنیم.

❤☃ ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو ☃❤


برچسب‌ها: داستان مذهبی
دوشنبه بیست و سوم دی 1392 | 10:15 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

پیری میگفت:
اگه میخوای جوون بمونی درد های دلتو به کسی بگو
 که دوسش داری ودوستت داره.
 گفتم پس چرا تو پیر شدی؟
 خندید و گفت:
دوسش داشتم، دوستم نداشت.....

❤☃ ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو ☃❤


برچسب‌ها: جملات کوتاه
پنجشنبه پنجم دی 1392 | 23:19 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

بهش گفتم منو چه قدر دوست داری؟
گفت به اندازه جوهر خودکارم.
 گفتم :خیلی نامردیه، اخه جوهر خودکارت که یک روز تموم میشه
لبخندی زد و گفت :خودکارم اصلا جوهر نداره @_@

❤☃ ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو ☃❤


برچسب‌ها: جملات کوتاه, طنز
پنجشنبه پنجم دی 1392 | 15:3 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

برایش نوشتم :

"به امید فردای بهتر واسه هردومون"

دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرده!!!

بعدهــــــــــــــــــــا

فهمیدم

آن روز "الف"فردا را یادم رفته بــــــــــــــــــود...

****

❤☃ ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو ☃❤


برچسب‌ها: جملات کوتاه
شنبه سی ام آذر 1392 | 14:54 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت!

پرسیدند : چه می کنی ؟ 

پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و...

آن را روی آتش می ریزم !

گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد!

گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد!


برچسب‌ها: داستان های کوتاه
سه شنبه سی ام مهر 1392 | 14:58 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

آقو ما به دنیا اومدیم انقلاب شد
حرف زدیم جنگ شد
راه رفتیم کودتا شد
رفتیم مدرسه جنگ تموم شد
درس خوندیم, هی نظاموی آموزشی عوض شد
رفتیم دانشگو ,کنکور ول شد
رفتیم سربازی, معافیت آزاد شد
رفتیم سرکار, مملکت تحریم شد
خواستیم ازدواج کنیم, طلا گرون شد
گفتیم بریم خارج, پاسپورتمون دی پرت شد،
الانم اینترپل دنبالمونه هه هه هه هه یعنی داغونمااا،
له لهم آقو !
با این شرایط که پیش میره آقو فکر کنم
مشکل از ما باشه اگه بمیریم شاید دنیا بهشت شد…

برچسب‌ها: دیالوگ ماندگار
پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 | 14:22 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |


تنهایی یعنی بین آدمایی باشی که میگن
دوستت دارن ولی کنار دلتنگیات نیستن .... :(

برچسب‌ها: جملات کوتاه
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 | 16:31 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

بعضی ها گریه نمی کنند !
اما از چشم هایشان معلوم است که
 اشکی به بزرگی یک سکوت
گوشه ی چشمشان به کمین نشسته...

❤☃  ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو  ☃❤


برچسب‌ها: جملات کوتاه
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 | 16:16 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

_---_---_---_

تمام دنیا یه طرف
ذوغ نکن تو هم همون طرف .... :دی

_---_---_---_

همیشه منتظره کسی باش که تو را
با همه دیوونگیت قبول داشته باشه،
و ترو به همه نشون بده
و بگه ...
این دیوونه عشقه منه ...!

_---_---_---_



برچسب‌ها: جملات کوتاه
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 | 16:6 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

 حاظرم ب جاي پت باشم
 ولي ي دوست واقعي مثل مت داسته باشم


برچسب‌ها: جملات کوتاه
پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1392 | 3:31 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

ﻣﮑﺎﻟﻤﻪ ﯼ ﺩﻭ ﺟﻦ ﺩﺭ ﻧﺼﻔﻪ ﺷﺐ :
ﻓﯿﻠﻢ ﺍﻧﺴﺎﻧﮕﯿﺮ 2 ﺭﻭ ﺩﯾﺪﯼ ؟
_ ﺁﺭﻩ ﺩﯾﺪﻡ ... ﺗﻮ ﺩﯾﺪﯼ ؟
_ ﺁﺭﻩ ... ﺧﯿﻠﯽ ﻭﺣﺸﺘﻨﺎﮐﻪ
_ ﺁﺭﻩ ... ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﻡ ﺗﺎ ﺩﻭ ﻫﻔﺘﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﭘﺸﺖ
ﺳﺮﻣﻪ !
_ ﻣﻦ ﺷﻨﯿﺪﻡ ﺍﻧﺴﺎﻧﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺷﺒﺎ ﻣﯿﺨﻮﺍﺑﯿﻢ ﺑﺎﻻ ﺳﺮﻣﻮﻥ
ﻭﺍﯾﻤﯿﺴﻦ ﻧﮕﺎﻣﻮﻧﻦ ﻣﯿﮑﻨﻦ ... ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺍﺭﻩ ؟
_ ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍ ﻧﮕﻮ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﺮﺳﻢ !
_حتی شنیدم میشه انسان و ظاهر کرد و دید !
_ یا حضرت جناعیل !!
_ ﺍﺻﻼ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻦ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻥ ... ﺧﺮﺍﻓﺎﺗﻪ
_ ﺷﺎﯾﺪ ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺑﺎﺷﻪ

بگیریم بخوابیم بابا از این حرفای ترسناک نزن من از انسان میترسم !!!

نظر یادت نره    


برچسب‌ها: داستان های کوتاه, داستان کوتاه
چهارشنبه ششم شهریور 1392 | 5:0 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

از دلم پرسیدم چرا شب خواب به چشمانم نمی اید گفت چون بعد از ظهر خوابیدی الکی ادای ادمای عاشقو در نیار ... 


برچسب‌ها: جملات کوتاه, طنز
سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 3:25 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

مردی تبری داشت و با قطع درختان امرار معاش میکرد.یک روز صبح ک از خواب بیدارشد متوجه شد تبرش نیست.او لب پنجره رفت و همسایه اش را زیر نظرگرفت.اومتوجه شد همسایه اش مثل یک دزد راه می رود مثل یک دزد حرف میزند و مثل یک دزد مشکوک است.او بلافاصله اسلحه اش را برداشت تا ب سراغ مرد دزد همسایه اش برود.همزمان همسرش وارد اتاق شد و گفت:امروز خانه را تمیز کرده و تبر اورا جابه جا کرده و درجای دیگری گذاشته است.او دوباره لب پنجره رفت.متوجه شد ک همسایه اش مث یک آدم شریف راه می رود حرف میزند و رفتار میکند!!


برچسب‌ها: داستان های کوتاه, داستان کوتاه
سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 3:19 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

دوستی یک تصادف است
وجدایی یک قانون
امیدوارم هیچ تصادفی
منجر قانون نشود


برچسب‌ها: جملات کوتاه
یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 | 10:36 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

گفت :مادر جان بیا ناهار بخوریم. پرسید :ناهارچی داریم مادر؟ گفت :باقالا پلو با ماهی. با خنده روبه مادرکردوگفت :ماامروزاین ماهی ها رومیخوریم و یه روزی این ماهی هامارومی خورند
چند سال بعد، والفجر ۸... درون اروند گم شد، مادر تا آخر عمرش ماهی نخورد...


برچسب‌ها: داستان های کوتاه, داستان کوتاه
یکشنبه سیزدهم مرداد 1392 | 10:15 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

یه عاشق میگه: اگه اتفاقی واست بیفته ؛ میمیرم!

اما یه رفیق میگه: اگه بمیرم هم نمیذارم اتفاقی برات بیفته.


برچسب‌ها: جملات کوتاه
شنبه دوازدهم مرداد 1392 | 19:5 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

از حقیقت های تلخ خسته ام…
یک دروغ شیرین بگو. بگو دوستت دارم


برچسب‌ها: جملات کوتاه
شنبه دوازدهم مرداد 1392 | 18:57 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

باران همیشه میبارد... اما مردم ستاره ها رو بیشتر دوست دارند.....
نامردیست ان همه اشک را به یک چشمک فروختن.....!


برچسب‌ها: جملات کوتاه
شنبه دوازدهم مرداد 1392 | 18:4 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |


این روزها
اگر خون هم گریه کنی
عمق همدردی دیگران با تو
یک کلمه است:
" آخی "

لطفا به وبلاگ رای دهید


برچسب‌ها: جملات کوتاه
شنبه دوازدهم مرداد 1392 | 18:0 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

هوا خوب است، بیا برویم کمی قدم بزنیم؛

نگران نباش دوباره باز میگردانمت به قاب عکس!



لطفا به وبلاگ رای دهید


برچسب‌ها: جملات کوتاه
شنبه دوازدهم مرداد 1392 | 17:28 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |


ساکت که میشینی میذارن پای جواب نداشتنت،

عمرا بفهمن داری جون می کنی تا حرمت ها رو نگه داری...


برچسب‌ها: جملات کوتاه
پنجشنبه دهم مرداد 1392 | 2:19 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |


فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود ؛ روی نیمکتی چوبی ؛ روبه روی یک آب نمای سنگی .
پیرمرد از دختر پرسید :
- غمگینی؟
- نه .
- مطمئنی ؟
- نه .
- چرا گریه می کنی ؟
- دوستام منو دوست ندارن .
- چرا ؟
- جون قشنگ نیستم .
- قبلا اینو به تو گفتن ؟
- نه .
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم .
- راست می گی ؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد را بوسید و به طرف دوستاش دوید ؛ شاد شاد.

چند دقیقه بعد پیر مرد اشک هاش را پاک کرد ؛ کیفش را باز کرد ؛ عصای سفیدش را بیرون آورد و رفت !!!

منبع : ❤☃ ــــلحظــــهـــ ـهای بی ــتــــو ☃❤



برچسب‌ها: داستان های کوتاه, داستان کوتاه
شنبه پانزدهم تیر 1392 | 16:33 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

کاش فاصله ها مثل سیاهی مداد بودن

تا هر وقت دلتنگ می شدیم با پاک کن

پاکشون می کردیم


برچسب‌ها: جملات کوتاه
پنجشنبه سیزدهم تیر 1392 | 13:4 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |

درود برکسانی که از پاکیشان دوستی آغاز میشود،
از صداقتشان دوستی ادامه می یابد
و به  واسطه ی وفاداریشان دوستی پایانی ندارد ...

برچسب‌ها: جملات کوتاه
چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 11:19 | **%:رضــــ♠♥♣ـــــا:%** |